برای انتخاب کلیدenter انتخاب کنید یا برای لغو ESC فشار دهید.

کتاب The Society Of Mind | Marvin Minsky – بخش دوم

همه ما باور داریم که ذهن انسان شامل چیزی است که ما «خود» یا«self» می نامیم. در اصل تعریف مشخصی از «خود» وجود ندارد. Self   ای که ما روزانه با آن سروکار داریم آنقدر پیچیده است که نمی شود مفهوم آن را در قالب کلمات بیان کرد. چیزی که برای من جالب است این است …

بیشتر بخوانید

کتاب The Society Of Mind | Marvin Minsky – بخش اول

این روزها را با ماروین مینسکی می گذرانم. کتابی را مرور می کنم که او 36 سال قبل نوشته است. در سال 2016 هنگام پخش فصل یک سریال west world، در یک سکانس، شخصیت دلورس که یک انسان مصنوعی است، وقتی یک حشره روی صورتش می نشیند برای اولین بار آن را حس می کند …

بیشتر بخوانید

درباره من

در این چند ماه، چند نفر از دوستان خواسته بودند که خودم را معرفی کنم. به احترام آن ها کمی از خودم می نویسم: من فاطمه بهرامی هستم. متولد اردیبهشت ماه ۱۳۶۵. در اهواز به این کره خاکی پا گذاشته ام و اکنون ساکن اصفهان هستم. از ۱۵ سالگی حسابداری خوانده ام. و آن را …

بیشتر بخوانید

برای تو

برای تو و برای آنهایی که دوستشان داریم  و ‌ آخرین چیزی که در دنیا می خواستیم  آزار دادنشان بود اما به اشتباه، آزارشان دادیم. **** این سکانس زیبا از سریال کم نظیر Ted lasso را گاهی تماشا می کنم.  گاهی در نقشِ مخاطب و این روز ها  در نقشِ راوی. لحظاتی را همراهِ من تماشا کنید.  5

بیشتر بخوانید

تصمیم های کوچک، فشارهای بزرگ

این ها که در تصویر می بینید لیوان و فنجان های چایِ  من هستند. روزانه به صورت میانگین ۵ بار چای می خورم. هر بار با یکی از این لیوان ها. صبح که بیدار می شوم از بین اینها یکی را برای ریختن چای انتخاب می کنم. مرتبه بعدی یکی از انتخابهایم کمتر می شود …

بیشتر بخوانید

امنیت

توماس هابز در بخشی از کتاب ارزشمندش، لویاتان این گونه می  نویسد: «یک میل کلی بشریت، آرزوی قدرت همیشگی و مداوم است که فقط با مرگ پایان می پذیرد. علت آن، همیشه، امید برای رسیدن به شادی و لذتی عمیق تر از چیزی که قبلا کسب شده است نیست. یا اینکه او نمی تواند با …

بیشتر بخوانید

بودن یا نبودن/هملت

یکی از بخش های زیبای نمایشنامه هملت، شاهکار شکسپیر، مونولوگ معروف هملت با تصویر و صدای بی نظیر بندیکت کامربچ در تئاتر باربیکن لندن، در ذهن من نقش بسته است: بودن یا نبودن، مسئله این است: آیا شریف تر آن است که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم. یا آنکه سلاح نبرد به …

بیشتر بخوانید

از میگرن تا ساپولسکی

تیرماه برای ما حسابدارها یا همان حساب چی ها، چیزی شبیه یوم الحساب است. مثلا من الان میان انبوهی از کاغذ، احساس می کنم وسط پل صراط ایستاده ام. در این بین میگرن هم بیکار ننشسته است و از سمت چپ و راست سر و گهگاهی هم از وسط سر ابراز وجود می کند. وقتی …

بیشتر بخوانید

فیلمنامه نویسی/ سید فیلد

یکی از لحظات خوب در جابجایی اخیر برای من، پیداکردن کتابهای قدیمی و یادآوری خاطرات گذشته بود. یکی از کتابهایی که دیدنش لبخند را به لبانم آورد همین کتاب سید فیلد است. در سالهای دور، یکی از تفریحاتم نقد فیلم و فیلمنامه نویسی بود. و مرجعی که از آن برای یادگیری استفاده می کردم کتاب …

بیشتر بخوانید

شرط می بندم

می گفت: شرط می بندم که ده سال دیگر پشیمان می شوی. وقتی بهار زندگی ات گذشت و تنها ماندی می فهمی چه می گویم. زندگی فقط کار و تنهایی نیست. هنوز زندگی را نفهمیده ای، اشتباه می کنی که از زندگی لذت نمی بری. زندگی ات و تفریحاتت مثل بچه دبیرستانی هاست. بزرگ شو …

بیشتر بخوانید