برای انتخاب کلیدenter انتخاب کنید یا برای لغو ESC فشار دهید.

نگرانی درباره حماقت | راجر شنک

راجر شنک نظریه پرداز هوش مصنوعی در پاسخ به سوال سالانه جان بروکمن ( what should we be worried about) ، نگرانی خودش را اینگونه بیان می کند:

من نگران حماقت هستم.  اطراف ما با حماقت پر شده است. نمایندگان پارلمان در یک مناظره  حتی نمی توانند استدلال منطقی داشته باشند.  کاندیداها در اخرین انتخابات حرفهایی می زدند که هیچ شواهدی آن ها را تایید نمی کند. حتی طرفداران این کاندیداها هم نمی توانند دلیلی منطقی برای این طرفداری بیان کنند.

واضح است که او حماقت را در تنها در پارلمان نمی بیند بلکه دامنه وسیع تری برای آن در نظر می گیرد:

کارکنان بخش خدمات مشتریان شرکت ها، حرف هایشان را از روی یک نسخه آماده روخوانی می کنند و اصلا نمی دانند در مورد چه چیزی حرف می زنند.هیچ کسی نمی پرسد که دانش اموز پس از فارغ التحصیلی توانایی چه کاری را دارد. ما فقط نگران حفظیات او هستیم. من نگران این هستم که آنها توانایی فکر کردن دارند یا نه. من نگران حرف نزدن جوانان هستم.  Omg , lol مکالمه نیستند. مکالمه آن چیزی است که باورها را به چالش می کشد نه استیکر ها و ادمک ها .

من نگران  این هستم که کسی نیاز به فکرکردن را حس نمی کند. من نگران نپرسیدن «چرا؟»  و وادار نشدن به پاسخ دادن به آن چرا هستم.

میگوییم به ریاضیات و علم در مدارس نیاز داریم و نمی پرسیم چرا. می گوییم به سربازان و سلاح بیشتری نیاز داریم اما نمی پرسیم چرا.احمق ها را در شوهای تلویزیونی مشهور می کنیم.کسانی را که می توانند خوب بخوانند را تشویق می کنیم اما کسانی که می توانند خوب فکر کنند را تشویق نمی کنیم.

من نگران این هستم که پشت مشهور کردن و تحسین کردن حماقت و فکر نکردن، سازمانی هایی هستند که ثروت زیادی از این راه به دست می اورند. فروشندگان دارو نمی خواهند مردم بپرسند که این دارو چطور کار می کند یا چه عوارضی دارد و تست های کلینیکال آن چطور پیش رفته است.گردانندگان موسسات سود آور اموزشی نمی خواهند کسی بپرسد که آیا در بین فارغ التحصیلان دکترهای ریاضی و علوم، افرادی بیکار هستند یا نه. گردانندگان دانشگاه ها نمی خواهند کسی بپرسدکه آیا اصلا تحصیل در کالج برای همه ضروری است یا نه.گردانندگان سازمان های خبری یک دستور العمل دارند و آن دستور العمل، خلق فکر خوب برای فهمیدن و درک جهان نیست.

برای همین من نگرانم، نگران اینکه مردم بلد نیستند فکر کنند. بلد نیستند بر اساس شواهد استدلال کنند .بلد نیستند سوالات درست بپرسند چه برسد به اینکه به آنها جواب بدهند. من نگرانم که هیچ کسی به جز تعداد کمی معلم که کمتر از همه هم مورد تحسین قرار می گیرند تلاشی برای آموزش تفکر به دیگران نمی کند.

من نگرانم که ما در نهایت به عنوان یک اجتماع، باید تصمیمات احمقانه و احمقانه تر بگیریم. و در اطرافمان کسی آنقدر با هوش نیست که این تصمیمات بد را تشخیص بدهد یا قادر باشد درباره آنها کاری بکند.

6