برای انتخاب کلیدenter انتخاب کنید یا برای لغو ESC فشار دهید.

نقطه شروع

این روزها که افکار و دغدغه های ریز و درشت شخصی و ضعف و خستگی جسمی در کنار یک جابجایی در محل زندگی و تراکم شدید کارها در خرداد (و البته تیرماه پیش روی) به اوج خود رسیده، احساس دوری از خودم را بیش از هر زمان دیگری درک می کنم. تا جاییکه امروز صبح وقتی جلوی آینه ایستادم، احساس کردم دختر درون آینه را به درستی نمی شناسم. او از من دور شده است و من به زمان نیاز دارم تا او را به خودم نزدیک تر کنم.

به همین خاطر تصمیم گرفته ام که حضور محدودم در فضای اجتماعی چه فیزیکی(به جز محل کار)و چه مجازی (instagram) را برای مدتی به طور کامل قطع کنم و از whatsapp هم تا حد امکان فاصله بگیرم (مگر برای صحبت با افرادی که تفاوت قابل ملاحظه ای در کیفیت حالم، قبل و بعد از صحبت با آنها حس می کنم که این تعداد به سختی به ۲ نفر می رسد). تا بتوانم همین مدت زمان اندکی که در طول شبانه روز برای خودم باقی می ماند را به سر و سامان دادن به ذهن و به هم ریختگی های درونی ام اختصاص دهم و در همین حین، نوشتن در این وبلاگ را نیز شروع کنم.

این وبلاگ چه در ظاهر و چه در باطن، کاستی های زیادی خواهد داشت و اگر با بخش کمال طلب وجودم بخواهم پیش بروم، باید تا زمانی که در نگارش، ضعف های عمیقی نداشته باشم و سواد و فهم درستی از آنچه خوانده ام و میخوانم داشته باشم، دست به نوشتن در اینجا نبرم(همان اتفاقی که در دو سال گذشته افتاده است). اما از آنجا که هدف من از نوشتن، داشتن دنیایی بزرگ تر برای خودم با استفاده از علم، یادگیری و شناخت بهتر زوایای پنهان ذهن و به چالش کشیدن مفروضات غلط خودم است، سعی می کنم به آن بخش کمال طلب، فرصت کمتری برای ابراز بدهم و از اثر معجزه آسای نوشتن در نظم دادن به ذهن که بارها از “متمم” آموخته ام استفاده کنم. و مهارت نوشتن را نیز در مسیر نوشتن یاد بگیرم.

3